منهاج سراج
22
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
قوى بنت [ ( 1 ) ] به بالا هر يك صد گز بود ، و آنكه كوتاهتر بود از همه ، شست گز كم نبود ، و مقام ايشان از حضرموت تا يمن و عمان بود ، هود عليه السلام ، مدت مديد ، در ميان قوم بود ، و ايشان را دعوت ميكرد ، قبول نكردند مگر قوم اندك . و از اشراف ايشان مرثل بن سعيد بن عقير بود [ ( 2 ) ] حق تعالى باران از ايشان هفت سال باز گرفت و قحط بديشان گماشت ، بعد از هفت سال براى باران خواستن به مكه آمدند ، و مرثل در ميان ايشان بود ، ازيشان جدا شد ، و ايشان دعا كردند ، سه ابر پيدا آمد ، سپيد و سرخ و سياه ، هاتفى آواز داد ، كه اختيار كنيد يكى را ، ابر سياه را اختيار كردند . حق تعالى با دو آتش را به آن ابر بر ايشان گماشت تا همه هلاك شدند . هفت روز و هفت شب آن باد ميرفت ، تا جملهء آن قوم ذره ذره رفتند و هلاك شدند . مرثل و قوم او بماندند . هود عليه السّلام بعد از هلاك قوم به مكه آمد ، و عمر مهتر هود چهار صد و شست و چهار سال بود . و بعضى گفتند [ ( 3 ) ] ( گور او ) به حضرموت است ، و بعضى گويند به مكه . لقمان عليه السّلام بيك روايت لقمان حكيم ، او بوده است [ ( 4 ) ] ، ايزد تعالى دعاء او را مستجاب كرد ، و او را عمر هفت كرگس بداد ، كرگس هفتصد سال بزيد ، كه چهار هزار و نهصد سال باشد . شداد المتمرد و هوشداد بن عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح النبى عليه السّلام ، شداد
--> [ ( 1 ) ] اصل : و قوى به نسبت . [ ( 2 ) ] طبرى : مرثد بن سعد بن عفير ( ص 149 ) [ ( 3 ) ] كلمات گور او در اصل نبود از قرينهء تعبير ابى الفدا زياد شد ، وى گويد : و بقى هود كذلك حتى مات و قبره بحضر موت ، و قيل بالحجر من مكه . گزيده نيز گويد كه به حضر موت مدفونست ( ص 29 ) . [ ( 4 ) ] لقمان در ادب عرب به « صاحب لبد » مشهور است ، و ارباب قصص ذكر كرگسهاى وى را كرده اند ، مجمل گويد : او يهود و من بود ، و از خداى تعالى عمر خواست چنان كه هفت كرگس را ، پس آواز آمد ، كه هم بيايد مردن ، و حاجتش روا گشت . و كرگس پانصد سال بماند ، و اينست صاحب لبد » ص 188 - طبرى گويد : به اندازه عمر هفت كرگس زندگانى كرد ، و هر كرگس هشتاد سال عمر كرد و كرگس آخرين لبد نام داشت ، چون لبد بمرد ، لقمان هم بمرد . ابى الفدا هم عينا چنين مىگويد ولى مينويسد ، كه اين لقمان ما سواى لقمان الحكيم است ، كه در عهد داود ( ع ) زندگانى داشت .